پيوندها
نويسندگان اندکی صبر فرشته روی من، ای آفتاب صبح بهار مرا به جان می از این آب آتشین دریاب! بیا ره توشه برداریم قدم در راه بگذاریم کجا؟هر کجا که پیش آید، بدانجایی که می گویند خورشید غروب ما، زند بر پرده ی شبگیرشان تصویر. بدان دستش گرفته رایتی زربفت و گوید: زود وزین دستش فتاده مشعلی خاموش و نالد: دیر! « فریدون » نظرات شما عزیزان: برچسب:, :: :: نويسنده : پارسا
![]() ![]() |